تصاویر جبهه و جنگ
نام:
سید علی
نام خانوادگی:
هاشمی
نام پدر:
سیدمحمد
تاریخ تولد:
1345/01/06
استان تولد:
خراسان شمالی
شهر تولد:
بجنورد
وضعیت تاهل:
متاهل
تحصیلات:
راهنمایی
رشته تحصیلی:
شهر تحصیل:
بجنورد
شغل:
نظامی

زندگي نامه شهيد سيد علي هاشمي

ساكن بجنورد روستاي توت تاريخ تولد 29/9/1345 تحصيلات دوم دبيرستان در عمليات والفجر 8 مفقود الاثر همراه گردان كوثر قسمت غواصي مسئوليت اطلاعاتي تقريباً 4 سال در جبهه بود شهيد چهارم فرزند خانواده بود دومين شهيد خانواده بودند در منطقه دوبار مجروح شده مزارش در روستاي توت

در كودكي مريض بود گفت بريم دكتر من استخاره كردم راه ندارد هر چه داد و بيداد كردم من نظر كردم به امام حسين گفتم نبريد دكتر بعد خوب شد اين عقيده با نذر ما خلاصه خوب شد نامگذاري اين پسرم چون پدرم در غيد حيات بود اسم پدرم را بر روي آن گذاشتيم و در روستاي كوچكي زندگي مي كرديم همبازيهايش بچه هاي روستا بودند.

رابطه او با معلمش خوب بود كه در درس خواندن شاگرد اول بود معلمش هم كه خيلي به او علاقه داشت فقط موقع معلمش مي خواست برود من توي باغ بودم آن موقع ديدم مرا صدا مي كند گفت سيد من از اينجا مي روم مشقزمه اي كه تا توان داري اين بچه را نفرستي به مدرسه بايد بفرستي آن زمان روحاني كه مي آمد به روستاي ما با هم مي رفتيم به مسجد حجت مي آمد سبقت مي گرفت از همه بچه ها علاقه خاصي داشت چون خوب جواب مي داد اگر كسي از او سوال مي كرد از مذهب و دين امامان و برخوردش با همه رفيقهايش خيلي خوب بود.آن زمان ما نه راديو و نه تلويزيون داشتيم با بچه هاي روستا بعد از درس بازي مي كردند و موقع كار به كشاورزي به ما كمك مي كرد در خانه يك اخلاقي خوب داشت خيلي بچه مظلومي بود.

در آ“ زمان در شهر يك خانه اي گرفته بوديم كلاس ششم كه تمام شد براي كلاس اول راهنمايي در شهر درس مي خواند و بعضي موقع در كار كشاورزي به ما كمك مي كرد و در مدرسه هر معلمي مي آمد به من سفارش مي كرد كه اين بچه را از كلاس درس در نياوريد اين هميشه درسهايش در تلاش نمره 20 هست و شاگرد اول است بچه اي بود در خانه به برادر و خواهرانش را هيچ اذيت نمي كرد اخلاقش طوري بود كه خنده مي كرد هر موقع كه مي آمد از بچه ها اصول دين مي پرسيد چند تا امام داريم از اينها سوال مي كرد شهيد آدمي بود آرام و ساكت با هيچ كس با او ارتباط نداشت فقط دنبال جنگ بود و آدمي مذهبي هر كس كه اگر كار خلافي انجام مي داد ناراحت مي شد و زياد تندروي نداشت و طرف را قانع مي كرد.شهيد در سپاه بود حتي من كه پدرش بودم نمي گفت من كجا خدمت مي كنم و فقط مي گفت من در بسيج هستم و ايشان علاقه زيادي به ائمه اطهار داشت علاقه به آن خانواده ها داشت كه آنها طبق دستور اسلام عمل مي كردند و اگر كسي خلاف شهر انجام مي داد با آن رفيق نمي شود و مراسمات مذهبي زيادي شركت مي كرد حتي يك عروسي كه بود اين بچه اصلاًنمي خواست برود با اين اگر هم عروسي از خود مي بود يا از قوم خويش بود شركت نمي كرد.شهيد در آن زمان اگر شيخي به روستا مي آمد مي گفت سيد علي كجاست بيايد و اگر خودم مي بردم به باغ اگر از درخت يك ميوه اي مي افتاد مي گفتم بخور او مي گفت مال مردم است.

از آن زماني كه انقلاب شد چندروحاني از روستاي جمع شدند گفتند كه اين بچه ها هوشياري و تيزبين است امتحان بگيريم اول جنگ بود كه برادرش شهيد شده بود يعني سيد محسن شهيد شده بود همه مردم و برادرانش گريه مي كردند اين شهيد يعني سيد علي اصلاً شاد بود من تعجب كرد م و گفتم ببين اين بچه به ما روحيه مي دهد مثل اينكه براي اين عروسي شده بود.اينها خيلي انقلابي بودند مثلاً مي گفتم برويد درس طلبگي مي گفت امام فرموده جبهه ها را گرم نگه داريد پس اين وضيفه براي همه هست انجام بدهم تا كه جبهه ها خالي نشوند دشمن حمله نكند و وظيفه همه مردم است اين تكليف امام را انجام بدهند برادرش سيد محسن كه در عمليات بصره شهيد شده بود. اين شهيد هم براي تعليم آموزش جاي ديگري رفته بود . در عمليات رمضان والفجر 2 يا 3 بود كه آمد . به منصمي  گفتم كه حالا برادرت شهيد شد شما درس طلبگي رابخوان  گفت كه من تا موقع جنگ است جبهه را ترك نمي كنم  و حالا كه برادرم شهيد شده مي روم درسم را ادامه دهم اينها نوكر و سرباز امام زمان هستند چون امام فرمود جنگ واجب است اين فكر را افتادن راهي جبهه و جنگ شدند اول ديگر لطف خداوند شامل ايشان شد و روحيه كه نشان مي دهد در زمان مرخصي مي آمد توصيه هاي به من مي كرد و مي كنيم كه شما يك نفرتان به من كمك كند و من هم يك بار به جبهه بروم و مي گفت تا جايي كه ما هستيم تو بايد نبايد بروي جنگ رو سر بچه ها باش و اگر كسي مي گفت چرا درس را رها كردي مي گفت در منطقه هم درس مي خوانم و هم مي جنگيم آن زماني كه برادرش شهيد شد يعني سيد محمد هاشمي گفت من بايد راه برادرم را ادامه بدهم در خانواده ما خواهرم يك شهيد داد و من هم دو تا شهيد دادم خواهرم زيادي ناراحتي مي كرد در مورد شهيد سيد علي گفتم خواهر جان حالا كه ما سيد هستيم نسبت به خود به امام حسين و ائمه اطهار شجره ما حسيني است ما مي گوئيم كه ما ركاري نكرديم خوش به حال آنها باز ما و شما كه فرزندمان را در راه خدا فداي امام حسين كريم و در قيامت توشه اي داريم اما آنهايي كه ندارند چه و حالا روحاني شهيد عقيده اش در مورد اسلام كامل بود . و لطف خدا شامل ما شده است .

خاطره ديگر كه نسبت به شهيد بعضي از جبهه مي آمدن مي گفتند ما فلان چيز را آورديم فلاني اين كارها را مي كند يا يك ساعتي از منطقه آورده است و مادرش مي گفت بچه ها ما حتي نديديم يك نخ آورده باشند و مي گفتند مال جبهه است و مي گفتم خوش به حال آنها ما هم اين راه را بايد برويم و وظيفه خودمان مي دانيم .

و از شما مردم و ارگانها تقاضا داريم خدا نكرده غفلت نكنند انقلاب و اسلام بدست نا اهلان به دافتد و نگذارن خون آن شهيدان ميهن اسلامي پايمال شود فقط هدف ما اين باشد رضاي خداوند باشد شامل ما .

والسلام

پدر شهيد سيد علي و سيد محمد هاشمي

 

تاریخ شهادت:
1364/11/21
استان شهادت:
مشخص نشده
شهر شهادت:
ندارد
عملیات:
والفجر8
منطقه عملیاتی:
ندارد
نحوه شهادت:
اصابت ترکش
توضیحات :
اصابت ترکش
مفقود:
شهید
گـلزار دفـن:
توت
قطعه دفن:
1
ردیف دفن:
1
شماره قبر:
1
تاریخ خاکسپاری:
1364/11/21

 

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت نامه سيد علي هاشمي

با سلام و درود به حضور ولي عصر مهدي موعود (عج) و سلام درود فراوان به نائب بر حقش امام امت فرمانده كل قوا خميني عزيز قلب محرومين جهان و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران اميد مستضعفان و درود روان به پاك شهيدان اسلام از احد تا به امروز از 15 خرداد تا شهريور شهدای خونين 72 تن كربلاي حسيني تا72 تن حزب جمهوري اسلامي بر ملت قهرمان سلام بر امت شهيد پرور درود بر خميني مردمي كه با قيام يك پارچه خود اسلام و قرآن را سربلند كرد . سلام به ملتي كه مشت محكمي بر دهان ابرقدرتها زند درود به ملت ايران كه هميشه پشتيبان رهبر و دولت و رزمندگان است  درود بر رزمندگان اسلام درود به پيشتازان قرآن درود به غرور آفرينان مكتب سرخ شهادت درود بر جان كفنان راه حق كه با عشق به شهادت به صحنه نبرد مي روند . درود بر علماي صدر اسلام رهرو راه انبياء . آري انقلاب ما پيروز شد و از زير يوق و شكنجهاي استعماري و از چنگ ابرقدرتها شرق و غرب آزاد شد اما چه ارمغاني براي اين ملت داشت . 15 خردادها و 16 آذرها حادثه فيضيه ها ، جمعه سياه شهريور خونين كه در آن روز خون هزاران شهيد بر زمين ريخته بلي انقلاب ما چه عزيزاني فداي اسلام كرد . بهشتي مظلوم ، رجائي و باهنر عزيز ما از دست داديم ياران با وفايي امام ، دستغيب ، مدني و صدوقي ما از دست داديم . حا ل چه كنيم در اين موقعي كه اسلاممان و دينمان و ناموسمان در خطر است . در اين موقع كه اسلام به خون ما احتياج دارد برادران و خواهران و جوانان عزيز حال كه انقلابمان به پيروزي نهائي رسيده چرا پس دفاع نكنيم انقلابي كه با خون هزاران شهيد گلگون كفن آبياري شده پس بايد با ايماني قوي و استوار با دلي سرشار از مهر و محبت از لطف و مرحمت خداوند انقلاب را نگهداري و ادامه دهيم اگر ما از اين دين مبين اسلام از ناموس  و شرف دفاع نكنيم خونهاي شهدا ء برگردن ماست آنان در راه اسلام به لقاءالله پيوستن و انقلاب را به پيروزي رساندن اما ادامه راه ، را به گردن ما گذاشتن پس بايد با جان و مال آنچه كه در توان داريم به كار گيريم در راه اسلام . ملت قهرمان هميشه روحانيت را رها نكنيد دين و اسلام را رها نكنيد روحانيت بود كه اسلام را نجات داد روحانيت بود كه مكتب اسلام را از چنگ مستكبران نجات داد روحانيت بود كه  ازغرق طوفان نجات داد پس گوش به فرمان آنان باشيد هرگز از دستورات امام و دستورات دين سرپيچي نكنيد همگام و همرزمان روحانيون باشيد . برادران عزيز به جبهه ها روي آوريد انقلاب خود را هر جا كه هستيد حفظ كنيد به مردم بفهمانيد كه ما براي چه مي جنگيم بيائيد به سوي خدا كه فرست به ما رسيد . من به جبهه مي روم اكنون مي دانم كه امروز فرستي است براي من و شما امتحان است از طرف خدا  و به جبهه مي رويم چون افتخار من بر اين است . اكنون ما براي چه به جبهه مي رويم بگوئيد كه ما مي رويم انقلاب مان را به جهان ثابت كنيم مي رويم مظلوميت مان را به مردم بفهمانيم مي رويم تا مستضعفان را از چنگ مستكبران خارج سازيم . مي رويم دست جنايتكاران را كوتاه كنيم . مي خواهيم نشان دهيم كه جنايتكار اصلي را بشناسيم كه با موشكهاي 12 و 9 متري شهرهاي ما را ويران مي كند زن و بچه ها را آواره و شهيد مي كند . چه كسي بود كه با لشكر مزدور به شما و چندين استان ما حمله كرد . و تمام اموال را چپاول و غارت كرد و خوزستانمان را موشك باران كرد . و سرزمين ما را به خاك و خون كشاند شرق و غرب منافقان بدانند كه هر قطره خوني از شهيدان بر زمين مي ريزد مشت محكمي بر دهان آنان است خون دادن در راه خدا افتخار است براي ما  و من قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود محبوب ترين اندوخته نزد خداوند خواهد بود . دشمنان بدانند كه هر شهيدي كه جان مي سپارد نه اينكه حقي بر انقلاب مي گذارد بلكه رشد انقلاب را بيشتر و پايه هاي اسلام را محكم و روحيه مي دهد . مگر با شهادت علي (ع) شير خدا دشمنان خواستن اسلام را از مسلمين بگيرند مگر با شهادت مظلومان حسين (ع) و 72 تن از ياران او اسلام را از بين بردن با شهادت بهشتيها ، رجائيها و باهنرها انقلاب را از ملت گرفتن با شهادت مدنيها و دستغيبها و صدوقيها سنگر محرابتان را خالي گذاشتن نه هيچ موقع چنين نبوده و نخواهد شد . مادرم از خدا تشكر كنيد كه حسيني فرزندت را بزرگ كرديد و در راه خدا داديد تشكر كنيد كه خدا  چنین فرزندی را به  شما عطا كرد و امانت شما را از شما پس گرفت ولي در راه خودش برد . بر شما خانواده هاي شهداء كه با صبر و استقامت گامي محكم در راه اسلام برداشتيد . رحمت و بركات بر شهيدان راه اسلام اميدوارم زحماتي كه براي من انجام داديد ببخشيد . ولیكن افسوس كه هر كاري براي شما انجام دهم باز هم كم كردم انشاءالله تا آنجا كه يادم مي آيد قرضدار كسي نباشم به جز پدر و مادرم . در آخر سلامتي رهبر را از خداوند مي خواهم كه از عمر من بكاهد و به عمر رهبر بيافزايد.

                                                                                                                والسلام

 

 

لینک کوتاه : http://kongreshohada.ir/q/t581

تصاویر

فیلم

تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 3000 شهید خراسان شمالی می باشد