تصاویر جبهه و جنگ
نام:
شیرمحمد
نام خانوادگی:
شیردل
نام پدر:
نجفعلی
تاریخ تولد:
1333/03/16
استان تولد:
خراسان شمالی
شهر تولد:
آشخانه
وضعیت تاهل:
متاهل
تحصیلات:
خواندن و نوشتن
رشته تحصیلی:
شهر تحصیل:
شغل:
کشاورز

                                          بسم رب شهدا و صدیقین                                                     

 شهید محمد شیردل

شهید محمد شیردل در سال 1333 در روستای چخماقلو یکی از توابع شهرستان بجنورد در خانوادهای مذهبی دیده به جهان آمد وهمیشه در مدرسه نیز بیشتر گوشه خلوت را می پذیرفت اما روحی داشت به وسعت آسمان. از خصوصیات فردی محمد می توانیم،گذشت و حسن خلق را در میان رفتارش با دیگران ببینیم، او آرام و نرم خو بود ولی در قبال عقاید منحرف برخی افراد به شدت برخورد می کرد.کم کم با پا گذاشتن به سنین نوجوانی مجبور شد به دلیل وضعیت بد اقتصادی مدرسه را رها و ترک تحصیل کند و در کارهای مزرعه به پدر یاری رساند وبا شخم زدن وآبیاری مزرعه کمک حال خانواده باشد.تا اینکه به خدمت مقدس سربازی فراخوانده شد ودر خدمت به مردم گام برداشت. این علاقه خدمت به مردم و دولت در وجود محمد باعث شد تا به اسم نویسی در سپاه برود و پاسدار کشورش شود.پاسدار خون شهیدان و پاسدار دین و قرآن گردد. تا اینکه در سن 22 سالگی به سنت پیامبر عمل کرد و ازدواج نمود.محمد سعی می کرد با کار در باغی که تازه کاشته بود و کار در تهران مخارج زندگی خویش را تامین کند. و اوقات فراغتش را به ذکر نام ائمه زینت می داد و در همه کارهایش به یاد آنها بود. فرائض و عبادات را نیز به نحو احسن انجام می داد و روزه و نمازش را بسیار خوب عمل می کرد و هیچ گاه،هیچ چیزباعث نمی شد که روزه اش را باطل کند و حتی یک ماه بدون سحری روزه داری کرد. از دیگر خصوصیات بارز محمد این بود که در مراسمات دعا و عزاداری شرکت می کرد و در اخلاص و فروتنی و صداقتش همین بس که در سینه زنی ها آنقدرسینه می زد به عشق اباعبدالله که سینه اش پرخون می شد. با اوج گیری فعالیتهای انقلاب اسلامی محمد نیز آرام ننشست و در راهپیمائیها شرکت می کرد. زیرا خود را تابع امام می دانست و موظف به اینکه باید برای امام (ره) جان خود را فدا کرد. با شروع جنگ تحمیلی روح پر از خروش وشور محمد نتوانست چهارچوب جسم خود را تحمل کند و بوی جنگ او را مجنون خود کرده بود و برای همین دعوت رهبری را لبیک گفت و به جبهه های حق علیه باطل رفت. او عقیده داشت که باید به جنگ علیه باطل بروم و جانم را فدای امام خود بکنم و آنقدر دفاع می کنیم تا در این راه شهید شویم، باید رفت و از ناموس و وطن خود دفاع کرد. این عشق به امام و اهل بیت(ع) بود که محمد را مردی وارسته و شایسته ساخت و تمامی وجودش را پر از عشق خدمت به اسلام کرد. وقتی که به مرخصی می آمد چهره نورانی اش گواه وجود پرنورش را می داد. او عقیده داشت تا جان در بدن داریم از این راه بر نمی گردیم،تا شهید شویم. و اگر شهید شدم گریه نکنید بلکه افتخار کنید که عزیزی را در راه اسلام داده اید، محمد فرزندانش را بسیار دوست می داشت گرچه خانواده او از رفتنش به جبهه امتناع می کردند ولی همیشه او جواب می داد: شما باید صبر و استواری داشته باشید جنگ از مراسم عزاداری آقا و مولا امام حسین نیز بالاتر است،یک سال به هیات نمی روم بلکه در عوض به جبهه می روم. محمد درآن هنگام که به جبهه بازمی گشت فرزندانش را می بوسید و می گفت که خوب مرا ببوسید که به دلتان نماند،محمد در جبهه آنقدر خودسازی کرده بود که با نگاه به چهره نورانی اش می شد نورانیت وجودیش را دید.آنقدر در حلال و حرام پایبند بود که وقتی از جبهه می آمد به خمسش می رسید و عقیده داشت باید به رزمندگان کمک کرد و بهترین چیزها را داد و خود نیز بهترین چیزها را به جبهه هدیه می کرد. و همیشه خانواده شهدا و اسیران را دلداری می داد که ما ان شاءالله راه کربلا را باز می کنیم و به زیارت امام حسین(ع) می رویم و اسیران را آزاد می کنیم. تا اینکه روح ناآرام و ملکوتی محمد قفس تن را گشود و به دعوت حق لبیک گفت و در کربلای 4 در شلمچه هنگام غواصی به درجه رفیع شهادت رسید و بعد از 10 سال جسم گمشده اش به خانه بازگشت.

روحش شاد و راهش پر رهرو.                                                      

 

تاریخ شهادت:
1365/10/04
استان شهادت:
خوزستان
شهر شهادت:
شلمچه
عملیات:
کربلای 4
منطقه عملیاتی:
شلمچه
نحوه شهادت:
تیر مستقیم
توضیحات :
اصابت گلوله در تیراندازی دشمن
مفقود:
شهید
گـلزار دفـن:
چخماقلو
قطعه دفن:
1
ردیف دفن:
1
شماره قبر:
1
تاریخ خاکسپاری:
1365/10/04
لینک کوتاه : http://kongreshohada.ir/q/t587

تصاویر

فیلم

تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 3000 شهید خراسان شمالی می باشد