تصاویر جبهه و جنگ
نام:
جانعلی
نام خانوادگی:
آستاک
نام پدر:
حسن
تاریخ تولد:
1346/07/02
استان تولد:
خراسان شمالی
شهر تولد:
آشخانه
وضعیت تاهل:
متاهل
تحصیلات:
راهنمایی
رشته تحصیلی:
شهر تحصیل:
مانه و سملقان
شغل:
آزاد

مشخصات شهید:

نام :جانعلی           نام خانوادگی:آستاک         نام پدر:حسن             عضویت:بسیج

مذهب:شیعه         محل تولد:عشق آباد         تاریخ تولد:1346      وضعیت تاهل:مجرد

شغل شهید:آزاد      تاریخ شهادت:19/10/1365                نام عملیات:کربلای 5

نوع شهادت:اصابت تیر و ترکش            محل شهادت:شلمچه        

یگان خدمتی و مسوولیت شهید در جبهه:غواص                 

ارگان اعزام کننده:سپاه پاسداران

تعداد دفعات اعزام و جمع مدت حضور در جبهه:4بار-نزدیک یک سال و نیم

چندمین فرزند خانوادهاست:دومین

چندمین شهید خانواده:اولین

اولین بار در چه سنی به جبهه اعزام شد ه است :16 سالگی

آیا قبل از شهادت مجروح شده است؟چند بار؟از چه ناحیه ای؟چند درصد؟خیر

نشانی محل مزار شهید:عشق آباد

به نقل از برادر شهید:

شهید بعد از شرکت در عملیات کربلای 4بلافاصله در عملیات کربلای 5 نیز شرکت می نماید که دوست شهید آقای ایمانی می گفت که در عملیات کربلای 5 بودیم بعد از گذشت چند ساعت از درگیری تیری به شهید آستاک اصابت می کند و از طرف دیگر خارج می شود چفیه خود را به گردن می بنددو حمله و جهاد را ادامه می دهدو حاضر نمی شود به عقب بر گردداو عاشق جهاد و شهادت بود او می خواست به ملاقات خدایش برود و به دیدار سرورش رفت به دیدار معشوق و محبوبش با بدنی غرق در خون و ندای حسین زمانش خمینی کبیر.

شهید بعد از بر خورد و آشنایی با طلبه و پاسدار شهید خیر خواه که انسانی برجسته بودبه سرعت در جهت معنویات و کمالات رشد کردو جوانی مومن و متدین و انقلابی شد و از اعضای شواریی پایگاهو در جبهه شرکت کرد و در عملیاتهای مختلفی موفق شد حضور داشته باشد اهل عبادتهای عاشقانه و نماز شب وبود و همچنین در دعای کمیل شرکت می کرد و و جوانی فعال و انقلابی و متدین بود و هدایتگر برای جوانان بود در جبهه از رزمندگان سلحشوری که زاهدان شب و شیران روز بودندامام علی (ع)شبها در نخلستان ها گریه و زاری می کردندو روزها به قلب دشمن می تاختند و بر دشمن متجاوز شکست سختی وارد می نمودند و با خانواده و دوستان و اقوام و مردم با گرمی و صمیمیت برخورد می نمودندو با دشمنان وبامنافقین منطقی قوی واستوار به شدت بر خورد می کردشهید خیلی با وقار وسنگین و متواضع بودکم حرف می زد و بیشتر عمل می کرد.

خانواده ی ایش.ن از نظر فرهنگی که مادرشون که به رحمت خدا رفتند وپدر پیر و روستایی دارد که بیسواد اما دارای ایمان و اعتقاد و روحیه ای قوی هستند و از نظر اقتصادی وضع مالی خانواده شهید خوب نیست.

شهید اوقات فراغت خود را به کار کشاورزی و کمک به پدر و مادر در روستا می گذراند.

شهید در مقابل  گروهکهای ضد انقلاب می ایستاد و بر علیه آنها قیام می کرد و مردم را آگاه نمود یکی از هواداران گروهک منافقین بود که از شهید بزرگتر و با سوادتر هم بود وخیلی تلاش می کرد شهید راگول بزند و در ظلمت شرک و نفاق وارد نماید اما شهید با ایمان و اعتقاد خاصی که داشت گمراه نشد و نه تنها با آنها مبارزه می کرد و آنها را به مردم معرفی می نمود بله بنا به فرمایش خداوند متعال" ومن یتق الله یجعل له فرقانا ".

روحیه شهید قبل و هنگام عزیمت بسیار قوی زیرا که با شهامت و با غیرت بود لذا برحسب وظیفه شرعی خود با روحیه ای قوی و با شور و نشاط و عشق و علاقه ای که به جبهه داشت 4 بار در سال 1362-1363-1364-1365و هر بار بیش از 4 ماه از طریق بسیج به جبهه اعزام می شدند .

ایشان می گفتند ما باید به جبهه برویم برای دفاع از اسلام و قران و انقلاب و حمایت از امام عزیز که راه امام حسین می باشد پس اگر می خواهیم همانند امام حسین (ع)و شهدای کربلا زیر بار ذلت و خواری نروید باید به جبهه بروید و امام را تنها نگذاریم امروز بر همه ما واجب است که از نظام جمهوری اسلامی ایران دفاع نماییم و باید توطئه های دشمن را خنثی نماییم و نسبت به واجبات مخصوصا نماز و ترک گناهان و محرمات خیلی مقید باشیم .

شهادت ایشا ن تاثیر فراوانی بر خانواده گذاشت مراسم تشییع جنازه ایشان بسیار با شکوه بر گذار شد و خیلی از جوانها آماده جبهه شدند مردم نسبت به انقلاب اسلامی و امام بیشتر مطیع و علاقه مند به جبهه و شرکت در  جبهه وارد شدند در خانواده تاثیر فراوانی گذاشت و آنها در اعتقاد و ایمانشان راسخ تر شد.

بهترین پیام ایشان ادامه راه شهیدان و زنده نگهداشتن یاد خاطر ایشان و هدف مقدس ایشان است.

به نقل از برادر شهید(محمد آستاک):

رفتارش صد درصدتفاوت داشت با بقیه بچه ها و آدم متین و شجاعی بود.به نوحه آهنگران و بچه های سپاه و بسیج و کارهای فرهنگی خیلی علاقه داشت.

بهترین آرزویش این بود و می گفت لیاقت شهادت را ندارم و حقیقتا عاشق شهادت بود .چون در روستا یک شهید داشتیم این خیلی روی بچه ها تاثیر گذاشت و ذاتا بر ایشان اثر گذاشت و باعث شد که ایشان به جبهه برود.

از کارهای کشاورزی خوشش نمی آمد و گهگاهی با ایشان تندی می کرد به لحاظ اینکه چرا کار را رها کردی و ایشان گفتند تا زمانی که جبهه هست به جبهه می روم.در صحبتهایشان خیلی کم حرف بود اما در نامه هایش خیلی خوب بود و می گفت ادامه دهنده راه شهدا باشید و اسلحه خود را زمین نگذارید.

این انقلاب توسط خون شهدا  حفظ شد توسط ایثار جانبازان تا مال حفظ شده است و برای بقای نظام اول ریشه پارتی ها – فساد اخلاقی خشکانده بشود  و رشوه خواری – پارتی بازی از بین  برود و مردم از قضایا ناراحت هستند .

 

به نقل از دوست و همرزم  شهید  (قربان محمد کریمی)

مدت آشنای ما از بدو مدرسه تا زمان جبهه بود . انسان مذهبی و متدینی بود . و ایشان در رابطه با رفتارهای غیر منطقی که میدیدند مردم را نصیحت و امر به معروف می کرد .ایشان فردی بود که مردم را به مسایل مذهبی و مساجد فرا می خواند و حتی انها را تشویق مینمود که در راهپیمایها و تظاهرات شرکت کند . هدف ایشان از رفتن به جبهه دفاع از وطن و میهن اسلامی و نوامیس خود و ملت دفاع کنم .

در برابر مشکلات می گفتند باید صبر کنید .در کارهای جمعی فعال بود مثلا غذای بیاورند در ان کار پیشرو بود و راضی نبود کسی برای او کاری انجام دهد .یکسره دنبال دعای کمیل و قرآن و یکسره گریه زاری میکرد در رابطه با فرمان پذیری از ما فوق خود خیلی از فرماندهان اطاعت میکرد و اطاعت از  قران را باید قبول کرد. ایشان مسولیت پذیر بودند و بدون مجوز هیچکاری را انجام نمی داد .عشق علاقه خاصی به امام داشتند و خیلی در انتظار دیدار امام بود و قرار بود بعد از مرخصی به دیدار امام برویم .او در میان مردم تا زمانیکه از ایشان چیزی سوال نمی شد جوابی نمی دادند و سعی میکردند مردم را به پایگاها ارشاد کنند .زمانیکه ما را سینه خیز میکردند در خارها عده ای میگفتند این چه وضعی است و ایشان خیلی خوشحال بود و می گفت باید انها را تحمل کرد .اصلا میگفت چطوری است .خمپارها می ایند بچه ها رو از بین میبرند و ما غواص هستیم  و تخریب چی و مینها را جمع می کنیم چطوری ما شهید نمی شویم و تک تنها را جمع میکردند و در 15 تا 21 متری جمع میبکرد و شهید شد .در رابطه با نحوی شهادت ایشان ظاهرا یک تیری به گلویش خورده و افتاده  نمیدانم تیر بوده یا ترکش به حنجره ایشان خورده و نیز ساعتی طول نکشیده بود که شهید شد .در همان  موقع که ایشان تیر خورد من هم پایم قطع شد و متوجه نشدم چون غواص  بودم و اگر ما را بگیرند و همان لحظه ما را اسیر شویم و هر کدوم از ما یک نارنجک داشتیم  ودر اخرین لحظه اگر اسیر شدیم به خودمان میزنیم تا اینکه اسیر نشویم .

 

 

تاریخ شهادت:
1365/10/19
استان شهادت:
خوزستان
شهر شهادت:
شلمچه
عملیات:
کربلای 5
منطقه عملیاتی:
شلمچه
نحوه شهادت:
تیر مستقیم
توضیحات :
اصابت گلوله در تیراندازی دشمن
مفقود:
شهید
گـلزار دفـن:
عشق آباد
قطعه دفن:
1
ردیف دفن:
1
شماره قبر:
1
تاریخ خاکسپاری:
1365/10/19
لینک کوتاه : http://kongreshohada.ir/q/t590

تصاویر

فیلم

تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 3000 شهید خراسان شمالی می باشد