تصاویر جبهه و جنگ
نام:
عباسعلی
نام خانوادگی:
جعفری
نام پدر:
جعفر
تاریخ تولد:
1327/02/15
استان تولد:
خراسان شمالی
شهر تولد:
آشخانه
وضعیت تاهل:
متاهل
تحصیلات:
ابتدایی
رشته تحصیلی:
شهر تحصیل:
مانه و سملقان
شغل:
کشاورز

زندگي نامه شهيد عباسعلي جعفري

شهيد ساكن شهرستان بجنورد آشخانه روستاي كشانك متولد شده است 4 سالگي مادر شهيد نذر داشت كه همان زمان نذر را در مسجد روستا دادند  و منزل شخصي داشتند و دوران كودكي  شهيد رفيقهايش را به نماز و قرآن دعوت مي كرد ، بعضي دوستانش شهيد شده اند .

در زمان دبستاني كه به كلاس مي  رفت در روستا برخود خوبي داشت با معلمها هر حرفي مي گفتند ازشان قبول ميكردند و هر كاري بود قبول مي كردند . و رفتارش با دوستانش خيلي خوب بود

 و كلاسهاي قرآن و شبها دوره قرآن در مناز لشركت مي كرد . به قرآن خيلي اهميت مي داد و هميشه مشغول خواندن قرآن و انجام واجب بود و بچه هاي ديگر را تشويق مي كرد . و زماني مادرش زنده بود شهيد را از شوخي مي گفت كار خانه را انجام بدهد بعد به دبستان برو مي گفت ، در آن زمان كه وقت كلاس است از من كار مي خواهي شهيد گريه مي گرد و پاي مادرش را مي بوسيد و كار مادرش را انجام مي داد و بعد بع دبستان مي رفت و در آخر مادر مي گفت پرم من از شوخي اين كار را كردم پسرم مرا حلال كن و كارهاي خانه به دوش شهيد بود.چون خودش قبول كرده بود نسبت به درس خيلي جدي بود.و كارهايش را فوري انجام مي داد و خانواده را تشويق مي كرد براي اهميت دادن به مذهب و دين مبين اسلام و هميشه به يك مسجد نمي رفت هر شب به يك مسجد ديگري مي رفت در جلسات قرآن شركت مي كرد.و هميشه به فكر شهادت بوده و بزرگترين آرزويش شهادت در راه خداوند بود.و آرزوي ديگري نداشت آنها خداوند را شناختند و رفتند ما غرق گناهان مانديم خون دل خوردن براي ما بازماندگان مانده است شهيد در سن 22 سالگي ازدواج كرد با خانواده اي وصلت كرد انقلابي و اسلامي بسيجي بود شهيد بنا به دستور امام يك تكليف شرعي بود كعه عمل كنيم ايشان طوري عمل مي كرد انتظار شهادت را داشت نظر شهيد اينم بود كه بهترين راه در راه خدا شهادت مي باشد نحوه شهادت ايشان در عمليات با لباس غواصي مجروح برگشت داخل رود غرق شده است.

شهيد 14 سال زندگي مشترك با همسرش داشت و احترام پدر و مادر را بيش از حد احترام مي گذاشت نسبت به حجاب خيلي سفارش مي كرد و تربيت فرزندان خيلي اهميت مي داد و زينب وار نصيحت مي كرد و آرزو داشت مثل امام حسين (ع) شهيد شود چند بار مجروح شد خيبر هم مجروح شد و مجدداً به جبهه اعزام شد از مردم انتظار داريم كه خون شهيدان را پايمال نكنند و سالي يكلبار ياد شهدا باشند اين سفارش تمام شهدا مي باشد از قول فرزند شهيد افتخار من و فرزندان ملت ايران اسلامي هست كه پدرم به شهادت رسيده است اين امانتي است كه خداوند هر موقع كه خواهد امانت را بايد پس داد.

 والسلام

 

 

تاریخ شهادت:
1365/10/04
استان شهادت:
خوزستان
شهر شهادت:
شلمچه
عملیات:
کربلای 4
منطقه عملیاتی:
شلمچه
نحوه شهادت:
تیر مستقیم
توضیحات :
اصابت گلوله در تیراندازی دشمن
مفقود:
شهید
گـلزار دفـن:
کشانک
قطعه دفن:
1
ردیف دفن:
1
شماره قبر:
1
تاریخ خاکسپاری:
1365/10/04

به نقل از مادر شهید :

از 4 سالگی ایشان به بیماری مبتلا شدند که مادر ایشان نذر کردند و آن را به فقرا و مسجد روستا دادند. از همان اول به نمازخواندن دعوت می کردند . رابطه ایشان با اولیای مدرسه و معلمین به صورت ملایم و نرم بود و هرگونه حرفی می گفتند شهید قبول می کرد. شهید با دوستانش به دوره قرآن می رفت. رابطه ایشان با کودکان و همبازیهایش خیلی خوب بود . رفتار ایشان با دیگران تفاوت داشت و سوای رفتار دیگر فرزندان دیگر بود.

روزی مادر شهید یک کاری را به شهید محول می کند در همین حین شهید می گوید باید بروم مدرسه مادرش به شوخی می گوید شیرم را حلال نمی کنم بعد شهید گریه می کند و پای مادرش را می بوسد و کار مادرش را انجام می دهد. در امورات منزل کوشا بود. نسبت به امور تحصیلی خیلی جدی بود. در امور مذهبی خیلی صفت و سخت بود و خیلی دقت می کرد. به طور کلی شهادت پدر افتخاری برای خانواده بود.

به کار کشاورزی و دامداری می پرداخت. اوقات فراغتش را به مسجد می رفت و قرآن می خواند. با برادرش آقای محمد جعفر دوستی صمیمی داشت . که ایشان جانباز و بازنشسته هستند.

چون پدر نداشت و خواهر کوچکتر از خودش داشت از خدمت سربازی معاف شد.با اکثر و اقشار مردم سرو کار داشت . در برابر مشکلات استوار بود و به هیچ وجه تسلیم کارها نمی شد. بزرگترین آرزویش شهادت بود . و شهید گمنام شود. از آنجایی که ازدواج سنت پیامبر است ایشان به این سنت جامه عمل پوشاند در سن 22 سالگی ازدواج کرد. یکی از ملاکها ی ایشان ساده زیستی و حفظ حجاب و عبادت بود.

رابطه اش با همسرش خیلی عالی بود . یکی از خاطرات ایشان آوردن آب از چشمه و نگه داشتن بچه در منزل بود. رابطه اش با والدین به صورت حسنه بود . مخارج خانه را از طریق بنایی تامین می کرد. شب های جمعه به مسجد می رفت و دعای توسل و کمیل می خواند. تواضع و فروتنی از بهترین صفاتش بود و به وقت شناسی خیلی اهمیت می داد. قبل از انقلاب در تظاهرات شرکت می کرد. انس و علاقه او به حدی بود که اگر کسی از امام حرفی می گفت ایشان با وی درگیری می کردند. در محافل و مسجد مداحی می کرد و کلاس تدریس قرآن در ماه مبارک رمضان به مردم تحصیل می کرد. بنا به دستور حضرت امام و تکلیف شرعی به جبهه رفت. اولین بسیجی که از روستا اعزام شد شهید جعفر بود.

آخرین باری  که رفت جبهه به او الهام شده بود. در مورد جنگ می گفت که این جنگ یک معجزه الهی بود. دیدگاه شهید این بود که بهترین راه شهادت و رسیدن به درجه شهادت بود. ایشان در رودخانه غرق شده بود .

 

لینک کوتاه : http://kongreshohada.ir/q/t591

تصاویر

فیلم

تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 3000 شهید خراسان شمالی می باشد