تصاویر جبهه و جنگ
نام:
حسینعلی
نام خانوادگی:
اکبری
نام پدر:
براتعلی
تاریخ تولد:
1341/06/09
استان تولد:
خراسان شمالی
شهر تولد:
آشخانه
وضعیت تاهل:
متاهل
تحصیلات:
مشخص نشده
رشته تحصیلی:
شهر تحصیل:
شغل:
ورزشکار

 

مشخصات شهید :نام ونام خانوادگی : حسین علی اکبری نام پدر :براتعلی محل تولد :اینجانلو شهرستان :بجنورد روستا اینجانلو - -تاریخ تولد:9/6/1346 مدرک تحصیلی :سیکل وضعیت تأهل :مجرد شغل شهید :کشاورز تاریخ شهادت :29/8/1362 نام عملیات :مهران محل شهادت :مریوان یگان خدمتی ومسئولیت شهید در جبهه : ارتش بی سیم چی ارگان اعزام کننده : ارتش چندمین فرزند :چهارمین چندمین شهید :اولین شهید اولین بار درچه سنی به جبهه اعزام شد :18سالگی نشانی محل مزار شهید :استان خراسان شهرستان بجنورد محل :امامزاده قاسم روستا :اینجانلو 

تاریخ شهادت:
1362/08/29
استان شهادت:
کردستان
شهر شهادت:
مریوان
عملیات:
مهران
منطقه عملیاتی:
مریوان
نحوه شهادت:
تیر مستقیم
توضیحات :
اصابت گلوله در تیراندازی دشمن
مفقود:
شهید
گـلزار دفـن:
اینجانلو
قطعه دفن:
1
ردیف دفن:
1
شماره قبر:
1
تاریخ خاکسپاری:
1362/08/29

به نقل از پدر شهید )براتعلی اکبری):

شهید در زمان تولد رسم این بود که هرکس فرزندش را خیلی دوست داشت اولین موی سر ایشان را نگهداری می کردند ومعادل باوزن طلا اهداء به حرم امام رضا می نمودند وبنده هم چنین نذر را انجام دادیم مادر روستا منزل شخصی داشتیم شهید با اینکه سن کمی داشتند بنده زنجیر برایش خریده بودم ودر ایام محرم با لباس مشکی در مراسم همیشه شرکت می کرد دوستان دوران کودکی شهید حسین برزگر عبدالعلی برزگر ومحمد برزگر می باشند .که محمد برزگر در سپاه پاسداران شهرستان بجنورد خدمت می کند وحسین عبدالعلی برزگر در روستا مشغول کشاورزی هستند در زمان کودکی شهید خیلی علاقه به چوپانی داشتند و گوسفندان رادوست داشت وهمراه خودم به بیابان می آمدند ودر نگهداری تغذیه گوسفندان سخت کوشا بودند سعی داشتند خیلی از کارهارا خودش انجام می دادبنده بنده فرصت کار کردن نمی دادند تا جایی که خاطرم است  بنده تغذیه یکی از اقوام رفتم که دیر شده بود وفکر می کردم که غذای گوسفندان را نداده ام وبه داخل دامداری که رفتم شهید با آن سن کم در حال دادن غذای گوسفندان بودند ومن خیلی خوشحال بودماز آنجایی که انسان خوبی بودند چهره شاد وخندانی داشتند وهمیشه مسلمان خیلی از ایشان تعریف می کردند وراضی بودند آنها همراه دوستان با یکدیگر به بیابان جهت آوردن علف جهت غذای گوسفندان می رفتند وروابط خیلی خوبی داشتند وهمیشه دوستان او در منزل ما بازی کودکانه می کردند وخوشحال بودند ایشان خیلی به گوسفندان علاقه داشتند واغلب وقت به نگهداری آنها مشغول می شدند وبه پدر ومادر خودش احترام خاصی قائل بودند وهمیشه سعی داشتند که رضایت کامل پدر ومادر را به دست بیارند در این سن خیلی علاقه به گوسفندان کوچک داشتند وانها را نوازش می کردند وقتی مواقعی بود که به خانه می اوردند وبا آنها بازی می کردند شهید در سن نوجوانی تحصیلات خودش مشغول به دامداری وکشاورزی با پدرش بودند وضع درسی ایشان خبلی خوب بوذ ودر مواقعی همکلاسی هایش به منزل ما می آمدند وبا هم درس می خواندند ومعلمان همیشه تأکید داشتند که بچه ها بعد از تحصیلات مدرسه در منزل به صورت گروهی مطالعه کنند شهید اوقات فراغت را به فوتبال می پرداختند وبا همکلاسیان درخرمنگاه روستا مسابقه می دادند ودر زمان عبادت هم به مسجد روستا می رفتندونماز می خواندند رابطه خوبی با خواهر وبرادرانش داشت به طوری که همیشه فداکاری خاصی نسبت به پدر ومادرش انجام می دادند وخواهر وبرادرانش را دوست داشت وبا هم خیلی صمیمی بودند در سخنان خود می فرمود که دنیا وفا نمی کند به کسی پس چرا خودتان را اصلاح نمی کنید تا به خودتان بیایید عمرت رفته پس در راه خدا قدم بردارید ایشان از آن افرادهای بودند که خنده رو بودند و بنده از ایشان عصبانیت ندیدم ایشان  با آقای علی اکبر مه آور که کارمند دامپزشکی در شهرستان بجنورد و عباس برزگر در روستای اینجانلو که کشاورزی می کنند خیلی شوخ و شاد بود که تمام دوستشان به ایشان  علاقه شدیدی داشتند و خیلی مواقع دوستانشان به منزل ما می آمدند و با حسینعلی (شهید)  کمک می کردند و گوسفندان را تغذیه می کردند شهید در سن جوانی درس را ترک کرد . و به جبهه حق علیه باطل اعزام شدند . ایشان در حین خدمت سربازی در منطقه مریوان مهران به شهادت رسیدند مردم روستا خیلی ایشان را با احترام یاد می کردند و دوستشان داشتند و در مراسم های روستا حتماًبا ایشان مشورت می شد. مشکلات را احساس نمی کرد و همیشه با علاقه به کارها مشغول بودند خیلی دوست داشتند که یک دامداری داشته باشد و همیشه با پدرش صحبت می کرد که بزرگترین آرزوی من نگهداری دام به صورت بهداشتی و علمی می باشد . شهید دوست داشت دامداری کند و قابل به ذکر است که از مداحی هم خوشش می آمد ایشان به منازل می رفت و در کارها به آنها کمک می کرد و به طوری که از کار کردن خسته نمی شد علاقه شدیدی به ایام محرم داشت و همیشه در ایام محرم نوحه خوانی می کردند همیشه نماز و عبادت را به عنوان یک وظیفه به در گاه الهی می دانست در مسجد دعای توسل یا کمیل به همراه دیگر دوستان مثل علی اکبر مه آور انجام می دادند . ایشان نسبت به همه اخلاص داشتند و اهل دو روئی نبودند و با خنده و خوشحالی با مردم خوب می کردند و در نماز همیشه شرکت می کردند  خیلی دوست دار انقلاب اسلامی بودند و به اخبار علاقه داشتند تا از وضعیت مملکت آگاه باشند و هر موقع که منافقین کور دل یکی از افراد خوب انقلاب را به شهادت رساندند خیلی غمگین می شدند  - حقیقت خیلی امام را دست داشت و زمانی که فهمید امام رحلت فرمودند آن روز را یکسره در حال گریه بودند و افسوس می خوردند ایشان از افراد خوش صدا و مداحان روستا بودند و در مراسم های مذهبی از ایشان خیلی استفاده می شد  - همیشه آرزوی حق بر باطل را داشت و با عشق  علاقه به منطقه  اعزام شدند علاقه خاصی نسبت به عملیات داشتند و سعی داشتند عملیات را شرکت کنند مهمترین توصیه هایش این بود که می فرمود که دعا کنید که حق بر باطل پیروز شود تا راه کربلا باز شود ایشان می گفت شهادت شامل حال هر کس نمی شود مگر اینکه خداوند نصیب آن بگرداند ایشان در اثر ترکش و خمپاره به شهادت رسیدند ایشان می گفت خواست خدا رضایت ماست و رضا بودیم به رضای او . از زمانی که به جبهه رفته بود خواب دیدم که به شهادت می رسم و در نامه هایش همیشه چنین می نوشتند . در هنگام خدمت ایشان تحول روحی عجیبی پیدا کردند و خیلی جدی و منطقی تر شده بودند و همیشه نام شهدا را ذکر می کردند و به آنها غبطه می خورد که              می گفتند خوشا به حال آنان که رفتند 

لینک کوتاه : http://kongreshohada.ir/q/t606

تصاویر

فیلم

تمام حقوق این سایت متعلق به ستاد کنگره ملی بزرگداشت 3000 شهید خراسان شمالی می باشد